معارف _ ادبیات
نویسنده: زیباجنیدی(11/2/91 :: 10:39 عصر)
به نام خدا
سلام معلم عزیزم وقتی نگاهم کردی متوجه نبودم معلم کلاس اول دبستانم به من نگاه می کند
من معلم بودم و خیلی از خاطرات قشنگ زندگی ام را فراموش کرده بودم!
یادم رفته بودزمزمه ی آب آب برای نوشتن بر برگه ی سپید!
یادم نبود بگویم:ممنونم
فراموش کرده بودم نور سواد داشتن را به جام دلم سرازیر کرده ای
فراموش کرده بودم عشق حساب و کتاب ندارد!عشق مجنون دیار لیلی است!
اما یادم بود لبخند بزنم
لبخند سخن خداست
لبخند سلام قولا من رب رحیم است
لبخند یعنی دوست داشتن زیباست
عشق زیباست
از اردیبهشت تا بهشت فاصله ای نیست
بهشت ارزانی تو روزت مبارک!


نویسنده: زیباجنیدی(12/12/90 :: 8:25 صبح)
به نام خداوند مهربان
سلام سلام صد تا سلام
خودمونیم از این جنس دو پا هر چی که بخوایی بر می آد داشتم به قضا و قدر خدا فکر می کردم که دیدم این موجود فتنه برانگیز که فرشتگان از خلیفة اللهی اون می نالیدند که هاروت و ماروت رو فرستادند زمین دیگه واقعا یا خدا باید از دستش گفته بشه!!
از هارپ (HAARP) چه می دانیم؟ آیا این تکنولوژی مخوف واقعیت دارد؟ دستکاری در آب و هوا تا چه میزان ممکن است؟ آیا هارپ سلاح جدید آمریکا در جنگ های غافلگیرانه آتی است؟ برای راز گشایی از این سوالات با این گزارش همراه شوید....
انستیتو تحقیقات استراتژیک کالج جنگ ارتش آمریکا دارای نشریهای داخلی با نام "انقلاب در امور نظامی" است. به عنوان مقدمهای بر این گزارش بخشی از یکی از مقالات این نشریه بسنده خواهد بود:
"چیزهایی که برای ما اهمیت دارند به مرور زمان تغییر میکنند و تکنولوژی با پیشرفت خود به افقهای جدیدی میرسد. در زمان جنگ سرد، تسلیحات و پروژههای روانی، مراحل ابتدایی خود را میگذراندند. اما در زمان کنونی که علوم الکترونیک و بیوالکترونیک را در دسترس داریم، لازم خواهد بود در قراردادهای اخلاقی و حد و حدود ذهنی خود که از به کارگیری تکنولوژیهای به بازی گیرنده روح و روان دشمن ممانعت میکند؛ تجدید نظر کنیم.
در صورت فراهم شدن این بازنگری، شرکت های خصوصی و نیمه خصوصی را تشویق خواهیم کرد که به بهره برداری و توسعه تکنولوژیهای متناسب با این اهداف بپردازند. در نتیجه خواهیم توانست با به کارگیری انواع تسلیحات جدید مانند میکروبی، روانی و سایر تکنولوژیهای پیشرفته وارد عمل شده و به اهداف خود برسیم."
هارپ سلاحی برای بی ثبات کردن کشورها
"هارپ" به صورت یک فرستنده امواج الکترومغناطیسی عمل میکند که هدف آن تاثیر گذاری بر آسمان و الکترون های آزاد لایه یونوسفر است. این سیستم، الکترونهای این لایه را در ارتفاع تقریبا 275 کیلومتری به جنبش وامیدارد. در حالت عادی این لایه دارای دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد است که در اثر این تحریک انرژی فراوانی در آن به وجود آمده و در نتیجه دما تا 20درصد افزایش مییابد و این ناحیه به حالت انبساطی در میآید
حالا نظرتون چیه؟!
نویسنده: زیباجنیدی(16/9/90 :: 10:15 صبح)
به نام خداوندخوبی ومهر
اولش سلام که نام قشنگ خداست تقدیم به دوستان مهربون پارسی بلاگ
حدودا"سال82بودکه می رفتیم دانشگاه وکناراونم یه سری دوستای خوب قرآنی داشتم که منو کشوندند طرف کلاس حفظ
ماهم ازخداخواسته رفتیم کنارشون وخلاصه اولین سال کلاس با حفظ جزء30تموم شدوسال دوم بودیم که سوره ی مبارکه ی ملک جزء29واسه حفظ تعیین شد تبارک الذی بیده الملک وهو علی کل شیء قدیر
چه ذوقی داشت بامعنی خوندن سوره وصفحه اولش که 15آیه بود حفظ کردم که یکی ازدوستان باشادی گفت:
ـ می دونی هرکی سوره ی کریمه ی ملک بلدباشه دیگه عذاب قبرنداره خیلی خوب می شه اون دنیا دیگه راحتی
ازماکه این حرف رو شنیدیم یه دعاروی لب ودل نشست که الهی خوابم بیاد که راسته!!
خلاصه جاتون سبز بین خواب و بیداری بودم که خوب یادم هست بایدمی رفتم دانشگاه که انگاری دوتاسیاهپوش ازراه رسیدند اونم با چشمایی که مثل کاسه ی چراغ برق می زد و من دلم ازترس می ریخت پایین
گفتند:بیا!
گفتم:دانشگاه دارم!!
گفتند:حالا بیابه اون هم می رسی
رفتیم و رفتیم که یه ترسی ازنو ریخت تودلم اگه من مرده باشم چی؟!
چندتا لااله الاالله و صلوات محمدی دلم رو آروم کرد و خلاصه رسیدیم به یه جایی شبیه قبرستون تاریک الصلاة!
انگاری یه نفرمنوهل دادداخل گودال ومن افتادم روی یه تخته ی بزرگ که بین من و ته گودال بود که بعد از کلی فکرکردن فهمیدن این تخته همون سوره ی مبارکه ی ملک بوده که من نیت کرده بودم به خوابم بیاد!
اون پایین تر شعله های آتیش بود که بالا و پایین می رفت و عجیب این که حالا که جام خوب بود می پرسیدم:
ـ حالا این آتیش می سوزونه یا نه؟!
انگار یه دستی ازتو آسمون اومد و منو از اون گودال کشید بیرون!!
آبی ترین آسمونی که تو تموم عمرم دیده بودم اون لحظه دیدم و...
حالا صبح شده بود ومن داشتم یکریز گریه می کردم تکیه کلامم هم این بود:
ـ من می میرم حلالم کنین!!
بابایی اومد بالای سرم و کلی دلداریم داد ودعاخوند
مامانم گریه کرد و من هیچی حالیم نبود
کله ی سحر مجبورشون کردم بریم منزل جناب شیخ و وقتی آب زمزم آوردند و دعا خوندند که انشاءالله خیره!!خوابم هم کم کم یادم اومد و خلاصه حالم بهترشد!
الان گاهی وقتا که یاد اون چشمای درخشان بزرگ سیاهپوش می افتم می ترسم
خدابه همه ی مسلمونا کمک کنه عذاب قبرنداشته باشند
الهی آمین!
نترسیدین که؟!ببخشین


نویسنده: زیباجنیدی(3/9/90 :: 11:8 صبح)
به نام خدا
یه داستان جالب از کبوتر(یاکریم)شنیدم که بدنیست واستون تعریف کنم:
حضرت نوح(ع)وقتی موندن کشتی روی آبها طولانی شد و ازطرفی انواع موجودات وحشی و اهلی سوار کشتی شده بودندوغذای کافی هم براشون نبود تصمیم گرفت پرندگان رو برای پیداکردن خشکی بفرستند
کبوترباچند پرنده به سمت های مختلفی پروازکردندوکبوترزودتربرگشت و باخودش یه شاخه زیتون هم آورده بود
کشتی کمی بعدبرروی کوه(جودی)لنگرگرفت
حضرت نوح(ع)دلشاد شدند وبرای کبوتردعاکردند اون هم چه دعای خوبی که خداکنه همیشه همدم و همنشین انسانهای خوب و خداترس باشی
خوش به حال کبوترای حرم
وخوش به حال کبوتر که مشمول دعای پیغمبری شدهرکی دلش تنگ شده یه صلوات بفرسته


نویسنده: زیباجنیدی(12/8/90 :: 11:32 صبح)
به نام خدا
وخداانسان را آفرید اشرف مخلوقات نام نهادش ودلش شادکرد به نام عشق!
پادرمدرسه می گذاریم اما همیشه به یاد داشته باشیم اگر قبل از ما دل عاشقمان به کلاس درس وارد شود بعد از او دانش آموزان وارد کلاس می شوند
محبت این طلسم دوست یابی چیست؟!
انواع محبت
محبتبر دوگونه است : محبت صادق و محبت کاذب.
محبت صادق آن است که انسان کمال را درست تشخیص بدهد و البته وقتى به کمال آگاهى پیدا کند، به آن دل مىبندد مانند محبتبه خداوند، متقابلا کمال هم جاذبه دارد و محبت را به سمتخود جذب مىکند و در حقیقت محبت صادق، دو جانبه است; اما محبت کاذب آن است که انسان، نقص را کمال بپندارد و بر اساس چنین پندار باطلى به آن کمال موهوم علاقمند گردد; مانند محبت غیر خدا، مخصوصا محبت عالم طبیعت، محبت کاذب و جاذبهاى است که عین دافعه است; چنانکه افعیها با نفس کشیدن، برخى از حشرات را جذب مىکنند; اما نه براى پرورش و کمال بلکه براى هضم و نابود کردن. بنابراین، جذب آنان،جذب کاذب است.
زرق و برق دنیا نیز چنین است. انسان اگر به دنیا دل ببندد، دنیا جاذبه دارد و او را به سوى خود جذب مىکند; اما براى این که او را درهم بکوبد و نابود و سپس به صورت زباله دفع کند، ولى ذات اقدس خداوند نه تنها محبوب مؤمنان استبلکه محب آنان نیز هست و آنان را به سمت خود جذب مىکند تا آنها را بپروراند و احیا کند. از این رو، همان گونه که گفته شده:
الا کل شىء ما خلا الله باطل
و کل نعیم لا محالة زائل
در مورد محبت نیز باید گفت هر محبتى غیر از محبتخدا باطل و دروغین است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) مىفرماید:
دنیایى که شما را ترک مىکند، پیش از این که شما را ترک کند، شما آن را ترک کنید: «و آمرکم بالرفض لهذه الدنیا التارکة لکم»
در مثلها نیز آمده است: «عزل» از مقام به منزله طلاق مردان و حیض کارگزاران است: «العزل طلاق الرجال و حیض العمال». انسان هم سرانجام روزى از دنیا و لذایذ و مقامهاى آن عزل و محروم مىشود; از این رو قرآن دنیا را خانه فریب و نیرنگ معرفى مىکند.
البته منظور از دنیا آسمان و زمین نیست; زیرا اینها آیات الهى و نعمتخداست. ذات اقدس خداوند دنیا را چنین معرفى کند: مثل دنیا این است که بارانى ببارد و سرزمینى، سبز و خرم شود، ولى پس از مدتى خزانى در پى آن بیاید و آن را به صورت کاهى زرد در آورد و از بین ببرد:
«کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یکون حطاما».
چون «مثل» غیر از «ممثل» است، معلوم مىشود امور طبیعى مانند فصول چهارگانه، «دنیا» نیست. اینها آیات منظم و خوب است; یعنى پاییز در جاى خود به همان اندازه خوب و زیباست که بهار در جاى خود; چون اگر پاییز و زمستانى نباشد، هرگز بهارى نخواهد بود، ولى آن «من» و «ما» که چند صباحى خرمى و آنگاه پژمردگى را به دنبال دارد، «دنیا» است و چنین چیزى جاذبهاى دروغین دارد و هر محبتى که در کنار جاذبه دروغین باشد و یا محبت آن محبوبى که انسان را خوب جذب مىکند تا از بین ببرد، محبتى کاذب است و اصولا هر محبتى که به غیر خدا تعلق بگیرد چنین است، ولى در محبت الهى خداى سبحان لطف و فیض منبسط خود را گسترده است تا محب خود را به فضاى باز درآورد و به او پروبال بدهد تا پرواز کند. از این رو قرآن کریم مىفرماید:
«والذین آمنوا اشد حبا لله» .
بنابراین، اگر محبت کسى به دنیا و آخرت یا به خدا و غیر خدا یکسان باشد، او به این معنا، مؤمن نیست; زیرا معرفتش تام نیست و از همین جا معلوم مىشود که محور بحثها معرفت است، نه محبت چنانکه در مرحله بعد تبیین مىشود. چون خود محبت از فروعات بحثهاى محورى معرفت است.
نظامى گنجوى در پایان داستان «لیلى و مجنون» مىگوید: لیلى در اواخر عمر بیمار شد و طراوتش از بین رفت. او به مادرش وصیت کرد: پیام مرا به مجنون برسان و به او بگو اگر خواستى محبوبى برگزینى، دوستى مانند من مگیر که با یک تب، همه طراوت خود را از دستبدهد و با یک بیمارى، همه نشاط او فرو بنشیند; دوستى بگیر که زوالپذیر نباشد. بنابراین، معرفت، محبتحقیقى مىآورد و غفلت، محبت کاذب. در قرآن کریم در باره محبت کاذب آمده است:
«کلا بل تحبون العاجلة و تذرون الاخرة وجوه یومئذ ناضرة الى ربها ناظرة و وجوه یومئذ باسرة تظن ان یفعل بها فاقرة»
شما متاع زودگذرى را دوست دارید و کسانى که چنین متاعى را به عنوان محبوب، برگزیدهاند، در روز قیامت، چهره آنها افسرده است، ولى کسانى که خدا را به عنوان محبوب راستین پذیرفتهاند، در آن روز چهرهاى شادمان دارند.
نیز مىفرماید:
«و تحبون المال حبا جما»
شما مال را خیلى دوست دارید. کسى که به مال، خیلى علاقهمند باشد، در هنگام مرگ فشار بیشترى مىبیند; زیرا باید هنگام مرگ همه علاقههاى دنیوى را رها کند. گاهى ممکن است اصل مال کم باشد، ولى علاقه به آن زیاد باشد. آنچه در این آیه آمده، این نیست که شما مال زیادى را دوست دارید، بلکه مىفرماید شما به مال، خیلى دل بستهاید. آنچه که مربوط به جمع مال و «اکتناز» است در سوره «توبه» و بعضى از سور دیگر آمده است. در سوره توبه مىفرماید:
«و الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم» .
در سوره «همزه» نیز مىفرماید:
«ویل لکل همزة لمزة الذى جمع مالا و عدده یحسب ان ماله اخلده»
او مالى را جمع و شمارش کرده است و هر روز کوشیده تا بر ارقام ثروت اندوختهاش در بانکها، افزوده شود. او از داشتن مال وافر لذت مىبرد; بدون این که بتواند از آن استفاده کند و در حقیقت، انباردار دیگران است. چنین انسانى تلاش مىکند و مشکل قیامت را خودش تحمل مىکند ولى لذت بهرهورى از مال را عدهاى دیگر مىبرند و این، خسارت بزرگى است. انسانى که اهل معرفت نباشد در انتخاب محبوب، خطا مىکند.
محبت خدا به بندگان ازخلقت کامل او پیداست سجده شکربه جاآوریم.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
کل بازدید:20556
بازدید امروز:1
بازدید دیروز:20
درباره خودم
لوگوی دوستان
لینک دوستان
اشتراک
فهرست موضوعی یادداشت ها
آرشیو